فرسايش خاك

ویژه

توضیحات کوتاه

يكي از مشكلاتي كه بشر از آغاز زراعت بر روي زمين با آن مواجه بوده ، فرسايش سريع خاكها مي باشد . فرسايش خاك هنوز هم در آمريكا و بسياري از مناطق حاره اي و نيمه خشك دنيا از معضلات به شمار مي رود و در كشورهايي كه آب و هواي معتدل دارند _ از جمله انگلستان ، بلژيك و آلمان _ به عنوان يكي از مسائل خطرناك تلقي مي شود .اين مشكل در ايران كه بخش وسيع آن را كوير ها در بر گرفته اند و خاك از پوشش مناسبي برخوردار نيست بسيار بارز و چشمگير است .

مشخصات فایل

تاريخ ايجاد مقاله : 14 شهریور 1396
قیمت : 0 تومان
نوع فایل : docx
بازدید : 243 نفر

مقدمه 

يكي از مشكلاتي كه بشر از آغاز زراعت بر روي زمين با آن مواجه بوده ، فرسايش سريع خاكها مي باشد . فرسايش خاك هنوز هم در آمريكا و بسياري از مناطق حاره اي و نيمه خشك دنيا از معضلات به شمار مي رود و در كشورهايي كه آب و هواي معتدل دارند _ از جمله انگلستان ، بلژيك و آلمان _ به عنوان يكي از مسائل خطرناك تلقي مي شود .اين مشكل در ايران كه بخش وسيع آن را كوير ها در بر گرفته اند و خاك از پوشش مناسبي برخوردار نيست بسيار بارز و چشمگير است . 

جلوگيري از فرسايش خاك كه در واقع معني آن كاهش ميزان تلفات است ، به حدي كه سرعت فرسايش تقريبا برابر سرعت طبيعي تلفات خاك گردد ، بستگي به انتخاب استراتژيهاي مناسب در حفاظت خاك دارد . اين امر مستلزم شناخت تمامي فرايند هاي فرسايش است . 

اثر فرسايش تنها به مناطقي كه خاك سطحي آن توسط باد و آب از بين رفته و سنگ مادر يا خاك زير در معرض ديد قرار گرفته و سطح زمين توسط آب بريدگيها چاك چاك شده است مربوط نمي شود ، بلكه مناطق پايين باد و كف دره ها را كه در آن سطح زمين پوشيده از نهشته هاي شن و ماسه بوده و كانالها و نهر هايي كه از رسوب پر شده اند  را نيز در بر مي گيرد .شدت فرسايش در زمانها و مكان هاي مختلف متغير است . رسوباتي كه در اثر يك واقعه آب و هوايي معين ايجاد مي شود به شرايط توپوگرافي ، نوع خاك و نحوه استفاده از زمين بستگي دارد و اين امر موجب تغييرات موضعي فرسايش مي شود .از آنجايي كه آب و هوا مركب از مجموعه  وقايعي با شدت هاي مختلف است در نتيجه مهمترين عامل در تغييرات زماني كوتاه مدت فرسايش را مي توان آب و هوا به شمار آورد .در هر حال خصوصيت هاي اقليمي ، بخصوص مقدار بارندگي ، شدت بارندگي و سرعت باد در جاهاي مختلف متغير است . از اين گذشته تغييرات زماني درازمدت نيز ممكن است در فرسايش اتفاق افتد . 

بنابراين ، نقش متقابل تغييرات زماني و مكاني فرسايش تا حد زيادي پيچيده است . علي رغم بهم پيوستگي اين دو بهتر است آنها را به طور مجزا مورد بررسي قرار دهيم . 

فرسايش 

فرسايش كه به آلماني Abtrage و به فرانسه و انگليسي Erosion گفته مي شود ، از كلمه لاتين Erodere گرفته شده و عبارت است از فرسودگي و از بين رفتن مداوم خاك سطح زمين ( انتقال يا حركت آن از نقطه اي به نقطه ديگر در سطح زمين ) توسط آب يا باد . از آغاز پيدايش كره زمين ، باد و باران قشر سطحي آن را شسته يا از جا كنده و اجزاي آن را از نقطه اي به نقطه ديگر حمل كرده است . به اين تريتب بستر نهرها ، مخروط افكنه ها و دلتاي رودخانه ها بعضي از چاله ها و خلاصه تپه هاي شني به وجود آورده و در نتيجه سطح زمين تدريجا دچار تغيير شكل شده است . فقط در سايه حمايت پوشش نباتي ( درختان يا ساير گياهان انبوه ) بوده كه فرسايش بسيار كند شده و تعادلي در تشكيل و فرسايش خاك ايجاد گرديده است . اين تعادل مساعد كه تحت تاثير شرايط طبيعي حكمروا شده بود ، از زماني كه بشر زمين را به منظور تهيه محصول و بدست آوردن غذا و ديگر مايحتاج خود ، مورد كشت و زرع قرار داد يا از آن به عنوان مرتع استفاده كرد ، بر هم خورد و زمينها در معرض فرسايش شديد و سريع قرار گرفت . 

 

فلات ایران یا ایران زمین نام یک منطقه گسترده جغرافیایی و زمین شناختی در قاره آسیا در نیمکره شمالی است. این فلات در آسیای جنوبی، آسیای جنوب غربی و قفقاز گسترده شده است و از سرزمین های کم ارتفاع مجاور خود قابل تمایز است. فلات ایران تقسیمی جغرافیایی بر پایه وجوه تاریخی است. این منطقه، زیستگاه اقوام ایرانی و محدوده اصلی کشور ایران در دوره های مختلف تاریخی بوده است.

بلند ترین قله فلات ایران تیرچ میر با بلندی ۷۶۹۰ متر در است. فلات ایران جزء مهم‌ترین فلات های آسیائی-اروپائی است؛ از آن جا که رشته کوه های آن مرز های سیاسی دوران معاصر را شکل داده اند و نیز رشته کوه البرز در آن جای گرفته است.

دیرین شناسی فلات ایران . 

                 

 فلات ایران بخش عمده‌ای از ایران، آسیای مرکزی، افغانستان و پاکستان، عراق و بخشی از سرزمین‌های شمالی را در بر می‌گیرد و در گستره تحولات کره زمین سرگذشت یگانه‌ای داشته است. پس از فروپاشی ابرقاره گندوانا (قاره فرضی زمین شناسی)، فلات ایران نیز مانند دیگر قاره‌ها از گندوانا جدا شد و پس از ده‌ها میلیون سال سرگردانی در دریای تتیس بالاخره در آغاز نوزیستی به سواحل جنوب قاره اوراسیا رسید. محل برخورد، دشت ساحل توران بوده است. این مهاجرت عظیم و طولانی فلات ایران از شمال آفریقا به جنوب آسیا که فاصله آنها در آن زمان به مراتب طولانی‌تر از امروز بود، تحولات و تغییرات بسیار زیادی در پی داشته است. درباره زمان جدایی فلات ایران از آفریقا نظرات گوناگونی ابراز شده است که در مواردی ده‌ها میلیون سال با هم اختلاف دارند. اما با استفاده از اطلاعات موجود درباره زمین شناسی ایران و سرزمین‌های پیرامون آن، بخشی از سرگذشت پر پیچ وخم ایران در طول عمر چند میلیارد ساله زمین، به عنوان بخشی از ابرقاره گندوانا –که 300 میلیون سال پیش از هم پاشیده- مشخص شده است. این ابرقاره دربر گیرنده قاره‌های آفریقا، آمریکای جنوبی، استرالیا و قطب جنوب، هند، هندوچین و ایران بوده است. تمام این سرزمین‌ها یکی پس از دیگری از مرکز ابرقاره که آفریقا بوده، جدا و دور شدند. پس از قطب جنوب و استرالیا که به سمت جنوب و شرق رهسپار شدند، ابتدا هندوچین سپس ایران و پس از آن هند از گندوانا جدا شده و هر سه به سمت شمال حرکت کرده به اوراسیا متصل شده‌اند. درباره زمان جدایی نظریه‌های گوناگونی از سوی زمین شناسان ابراز شده است،  که بیش تر آنها معتقدند، تا 200 میلیون سال پیش ایران هم چنان در شمال قاره گندوانا و در کنار هند، هندوچین و عربستان قرار داشته است. وجود لایه‌های مشابه زمین‌شناسی و فسیل‌های مشترک، مشابه و همسان مؤید این نظریه است.

حدود 150 میلیون سال پیش فلات ایران به تدریج از گندوانا جدا و پس از ده‌ها میلیون سال، این فلات در دریای تنیس به آرامی به سمت شمال و قاره اوراسیا حرکت کرد و سپس به آن ملحق شد. نواحی قفقاز، کپه داغ و ارمنستان احتمالاٌ به صورت جزایر کوچکی بوده‌اند که در بین فلات ایران و صفحه اوراسیا قرار داشته‌اند که با نزدیک شدن این دو به یکدیگر در بین آنها فشرده شده‌اند. با اتصال فلات ایران به اوراسیا، حوادث زمین شناسی مهمی رخ داد. بر اثر نزدیک شدن کل قاره آفریقا به اوراسیا و هم‌چنین بر اثر داوم فشار فلات ایران به صفحه اوراسیا چندین مرحله کوه‌زایی صورت گرفت. جدا شدن شبه قاره هند از گندوانا و سپس اتصال و فشرده شدن آن به آسیا که منجر به پیدایش رشته کوه‌های عظیم هیمالیا شد بسته شدن دریای تنیس را در شرق فلات ایران به دنبال داشت. اتصال هند به آسیا هم زمان با نزدیک شدن آفریها به اروپا و تداوم فشار از طرف فلات ایران به صفحه توران رشته کوه‌های عظیم هیمالیا، هندوکش، البرز و آلپ را در جهان پدید آورد. عامل دیگری که در شکل‌گیری نهایی سرزمین ایران تأثیر مهمی داشت باز شدن دریای سرخ در چهار میلیون سال پیش بود که عربستان را از آفریقا جدا و به ایران نزدیک کرد. حرکت صفحه عربستان به طرف شمال و فشرده شدن آن به ایران نزدیک کرد. حرکت صفحه عربستان به طرف شمال و فشرده شدن آن به ایران و آسیای صغیر پدیده‌های زمین شناسی جدیدی را در منطقه به وجود آورد. در ابتدا گوشه زاویه‌وار شمال غربی سپر عربستان به آناتولی در شمال غربی ایران برخورد کرد و پس از مدتی تقریباً بی حرکت شد. این حرکت و فشار و تداوم آن تاکنون چین خوردگی جوان زاگرس در جنوب و غرب ایران را باعث شده است. در حال حاضر هم فشار عربستان تداوم دارد و زلزله‌های جنوب و غرب ایران نتیجه همین فرایند است. به علاوه این فشار باعث افزایش ارتفاع رشته کوه‌های البرز و زاگرس نیز می‌شود (دره شوری، 1377، ص8).در تاریخ پر ماجرای زمین شناسی ایران تنها در دوره‌های ژوراسیک و کرتاسه (208 تا 66 میلیون سال پیش) حوادث و چین خوردگی‌ مهمی رخ نداده است و لایه‌های رسوبی ضخیمی که وسعت قابل توجهی داشته باشد به چشم نمی‌خورد. بنابراین شاید منطقی باشد که زمان جدایی ایران از گندوانا تا رسیدن به اوراسیا را در همین زمان دانست اما رخدادهای عمده فلات ایران پس از پیوستن به آسیا رخ داده که چین خوردگی‌های البرز و نواحی مرکزی در این دوران به وجود آمدند و فلات ایران به آب و هوا و شرایط زیستی نوینی وارد شد. در شرایط جدید، بسیاری از گونه‌های زیستی قدیم که تاب مقاومت نداشتند به تدریج از بین رفتند و سرزمین مستعد ایران مورد تهاجم گونه‌های گیاهی و جانوری همسایگان جدید قرار گرفت که تورانی (از شمال شرق) و اروپایی (از شمال غرب) بودند. از این رو فلات ایران بخشی از گونه‌های زیستی خود را حفظ کرد اما به شدت تحت تأثیر جوامع تورانی و تا حدودی گونه‌های گیاهی و جانوری اروپایی قرار گرفت و در نهایت چهره آن با حفظ بخشی از هویت قبلی دگرگون شده و تا اندازه‌ زیادی سیمایی اوراسیایی به خود گرفت (دره‌شوری، 1377، ص9).

 

طراحی سایت